تبليغاتX
بهار گل سنگ BAHARE GULE SANG خانهایمیلآرشیوRss
Search

در اینترنت در وبلاگ میان صفحات فارسی
پرواز
موضوع: شبنم گل سرخ.... شنبه 1388/08/02 10:13

لحظهء دیدار من و اخم گردباد ابروی تو/ مانده بر جای/ لبریز/ کاسهء حسرت!/ خرمن خرمن خاطرات/ در آتش و دود/ در همین دشت/ و تو در وادی دیگر در پرواز..../ حک شده بر کوه/ لبخند معصوم کودکی/ که با آتش درد فردا آشنا است/ بی آن که صدای شکستن استخوانی شنیده باشد از فریاد درد/ و یا شمارش معکوس قلبی را در زنگ ریاضی خوانده باشد/ اما صدای مهربانی از دور میخواند ترا (دوستت دارم بیا) نزدیک و آشنا است/ سفره پهن و غذا حاضر است/ خیلی گرسنه ای؟/ وقت افطار است/ رنگینک هم هست/ آسمان را ابری گرفت/ و کبوتر سفیدی کرد پرواز..............!

نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |

ناکجائی
موضوع: شبنم گل سرخ.... چهارشنبه 1388/07/01 19:33


کوچه هایی به ناکجائی! و دیوارهایی کج و بیمار، کویری مه آلود، آواز شوم جغدی نشسته بر بام، در تب و لرزش یک ویرانی شبی ابدی. خانه هایی بی پنجره، روزنه هایی که در خلصه تاریکی و پوچی، به بن بست باغ شب پایان می پذیرند، و صدای فریادی که درتارهای نیستی برای همیشه تنیده می شود. رنگ های بی تنوع، سیاه ،سفید در دایره هستی، بیهوده و سرگردان! در رقابت نقش ها ی برتر چهره انسان، همدیگر را دفع نابود می کنند. جام های لبریز خون بر سفره های رنگین ایدئولوژی، و سر مستی بانیان عقیده. اگر غل و زنجیری نیست، اما هر روز طناب های نرم و نازک تری می بافند، از جنس های مختلف، تا انسان عصیان گر را تسلیم خواسته های خود کنند، نه آنچه در ذات اوست....!

نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |

شب!
موضوع: شبنم گل سرخ.... یکشنبه 1388/05/25 19:6

در انعکاس فریاد کوه محو میشوی

در بغز جدایی برگ

در های هوی آهن

در مظلومیت یک لبخند

در گمنامی بودن،نفس کشیدن،زیستن!

و مرگ!

این جام تلخ زهرآگین-

چه گوارا می شود

در شب بلند یکرنگی

که نواختن نت های آواز جغد هم جرم است!.

نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |

ندا آقا سلطان!
موضوع: مطالب گوناگون.... دوشنبه 1388/04/01 19:54

مرثیه ای برای ندا آقا سلطان دانشجوی 27 ساله رشته فلسفه که متاسفانه در نا آرامی های چند روز گذشته شربت شهد شهادت نوشیدن و به ملکوت اعلی پرواز کردند!

                                                                 

پرواز نابه هنگام تو را، در مرثیه نسیم، وقتی که شبنم را به به لبخند گل ها می افشاند جستجو کردم! چه غریبانه صورت مه گونه ات هدف شعله خشم آتش کینه کسانی قرار گرفت که در قرن بیست و یک به ترویج فرهنگ بت پرستی، خرافه پرستی و برده داری مشغولند بی آنکه بدانند پرستش و اطاعت مخصوص خدای یکتا و بی همتا است و نه انسان های بت نمایی که هزار و پانصد سال پیش خود و بت هایشان در هم شکسته شدند. ندای عزیز! گر چه تو در بین ما نیستی، اما روح پاک تو را می بینیم که چه شادمانه در پرواز است، گر چه بغز گلویم را می فشارد و اشک فرصت تماشای پرواز روح پاک تو را نمی دهد اما مطمئن و آرام باش که عمر بت پرستان و بت تراش ها روی به پایان است و غروب شان هویدا است...آرام باش! در پناه خدایت که بزرگی و قدرتش بی انتهاست! آرام باش!!!

نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |

ریکاوری آرزوهای سوخته؟!!
موضوع: مطالب گوناگون.... شنبه 1388/03/02 20:20

اگر می خواهی آدمی باشی که حد اقل به پنجاه درصد آرزوهایت آن هم توی این دوره  و زمونه برسی خیلی سخت نیست کافی است که از پوست اوریجینال خود بیرون بیایی و پوستی به تن کنی که باب میل سلطان باشد: پابوس باشی و پاپوش نباشی، پا در رکاب باشی و پا در گل نباشی- پوست مصنوعی جدید شما دارای امکانات متنوعی است که در بعضی مواقع باید سرعت عمل را به دست گیری هر چند که با مموری شما سازگاری چندانی نداشته باشد و در چند مرحله شما را به سر گیجه و استفراغ وادارد اما به نتیجه نهایی آن می ارزد. آن باش که نیستی، آن کن که هر گز نکرده ای، آن بپوش که نپوشیده ای، آن طور سخن بگو که تا به حال نگفته ای، آن طور راه بروید که فرسوده و خسته از خدمت و سایه تون رعب آور باشد....! وقتی به کلید گنج دست پیدا کردی به دقت یارد اطرافت را وارسی کن و تمامی موجودات زنده و غیر زنده را با خود در کفه ترازو وزن کن! آنهایی که از شما پائین تر اند در قرنطینه نگه دارید- آنهایی که هم سطح خودتان هستند یا زیرآب شان بزنید یا در سهمی اندک شریک شان کنید- آنهایی که از شما می چربند باید ماهرانه شریک شان کنید که لطمه ای به گنج نزنند و تا آنجایی که ممکن است اطاعت پذیر و گوش به فرمانشان باشید چون آنها به چنین کاری هم عادت دارند و هم دل شان خوش است. البته ظاهر شما الآن باید اینطور باشد: ژولیده، چرکین،زوار در رفته....! و حالا نوبت خانواده و فامیل ها است. همسرتان باید مثل عروسک کوکی باشد اگر نبود در اسرع وقت تعویض ش کنید- اسم یا فامیل خود را تغیر دهید- خانه خود را عوض کنید- با فامیل هایی که در آینده باعث درد سر شما می شوند با مشارکت همسرتان قهری طولانی ایجاد کنید- اگر از طرف فامیل یا دوستان دعوت شدید آن را کاملا کارشناسی کنید: 1- در آن سودی هست 2- در آن سودی نیست. اگر سودی هست بر نامه را طوری تنظیم کنید که بعد از نهار یا شام فقط برای نشستن بروید و عاجزانه از خستگی و بدهکاری و بیماری بنالید. اگر به طبع شما نیست چند روز پیش با پوشیدن جوراب خیس و نشستن آن تا حسابی بو دار شود آنهم بدون حمام رفتن، بعد از اتمام غذا بروید منتها با این تفاوت که وقتی وارد هال پذیرایی شدید بوی پای شما آنها را مجبور به استفاده از ماسک کند وقتی نشستید مداوم انگشت مبارک را در بینی فرو کنید و با آنچه از شما پذیرایی کردند آن کنید که اولین و آخرین دعوت از شما باشد  آنها دیگر شما را دعوت نمیکنند....! شما الآن یک دوشنده ماهر شده اید با کمترین علوفه بیشترین شیر را می دوشید تنها چیزی که نباید برایتان مهم باشد گرسنگی گوساله و حتی تلف شدنش باشد....!

 

نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |


gulsang86.blogfa.com & Designer: Sina Soheili , GholamReza Sedaghati