|
بهار گل سنگ BAHARE GULE SANG
وبلاگ بهار گل سنگ با مطالب گوناگون میزبان شما است
|
بعد از مدتی کار یکنواخت و طولانی در پروژهء LDPE پتروشیمی AKPC بندر امام کار به پایان رسید و ما هم کوله بار خود را بسته و عازم پروژه ای دیگر در این سرزمین پهناور میشویم.گر چه هر پروژه ای شرایط و سیستم خاص خود دارد و همواره با فراز و نشیبهای گوناگونی پیش میرود اما آنچه در این رابطه بدست میآید تجربه های مختلفی است که هر کدام ارزش و ویزگی خود را دارند.کار در پروژه افرادی سخت کوش و خستگی ناپذیر میطلبد افرادی که در وجودشان سرشار ازعشق و وطن دوستی است عشق به سر زمین ایران،سر زمینی که وقتی میخواهی از فرهنگ و تمدن و منابع سر شار آن سخن بگوئی زبانت باز میماند و احساس کوچکی میکنی.برای چنین سر زمینی هر چقدر کار کنی و جان بنوازی بازهم کم است.گرچه خیلی وقتها موریانه های فساد باعث رنجش خاطرت میشوند و بر کوههای امیدت خط می اندازند و یا شاید بر اعصابت راه بروند اما این بادهای آلوده در برابر کوههایی که در سرزمین ایران ریشه دارند ناتوان و زبون خواهند بود.ما به امید خدا در ساختن و آبادانی سر زمین ایران آنقدر کار و تلاش میکنیم که در پایان نه حسرت گذشته خود بخوریم و نه در گروه مفسدان و خیانتکاران قرار بگیریم که تاریخ چهرهء هر دو را در آینده به نمایش خواهد گذاشت.اگر هم سختیهایی به خاطر این آب و خاک متحمل شده ایم از آن پشیمان نیستیم بلکه به آن افتخار هم میکنیم..زنده باد ایران سر زمین مردانی که امروز بهتر از دیروزند و فردا بهتر از امروز... بدرود [ جمعه 1387/05/25 ] [ 18:49 ] [ پاکروان ]
[ ]
امروز هم یکی از روزهای گرم فصل تابستان را سپری میکنیم.مرداد ماه دومین ماه فصل تابستان،ماهی که گرمایش بر خاطره ها خواهد ماند. همانگونه که سرما را در بلندیها و ارتفاعات باید دید و حس کرد،گرما را هم باید در جنوب و سواحل آن تجربه کرد.. ایران سر زمین چهارفصل و بی نظیر در جهان،سر زمینی که مردان و زنانش همیشه در علم و تقوی و میدان نبرد زبان زد دیگر اقوام ملل بوده اند و خواهند بود. درود بر سر زمین ایران،مهد تمدن بشری، تمدن سر زمینی که مردانش هیچ وقت زیر سیطرهء ظلم و ستم نرفتند و تاریخ را به سود خود تغیر دادند..جوانان این سرزمین در تمام عرصه ها بر قلهء افتخار و پیروزی ایستادند.خدایا پیوند برادری و دوستی و محبت بین ایرانیان همچنان گرم و ناگسسته و پایدار بدار. و دشمنان این مرز و بوم را همیشه در ذلت و خواری و ضعف و نابودی قرار بده.. زنده و پایدار باد سر زمین دوستی و برادری ایران عزیز و دوست داشتنی.. بدرود [ جمعه 1387/05/11 ] [ 19:55 ] [ پاکروان ]
[ ]
ماسک راهر گز از جیبم بیرون نمی آورم چون میدانم صبح تا عصر یا فقط امشب هوا خوب است و بعد از آن قابل پیش بینی نیست.زیرا گرد و خاک مثل مه زمین و آسمان را میپوشاند و بعضی وقتها چند روزی طول میکشد تا دو باره خورشید را ببینم.. حس میکنم در یک هوای ابری زمستانی قرار دارم اما دماسنج درجه هوا را بین ۴۷ تا ۵۰ درجه سلسیوس را نشان میدهد.دماسنجی که بیرون درب ساختمان اداری نصب شده تا ۵۵ درجه شماره دارد بعضی وقتها که درجه هوا بالای ۵۰ درجه میرسد همکاران خارجی از دماسنج عکس میگیرند. واقعا استفاده از ماسک در چنین هوائی لازم و ضروری است اما شدت گرما آنچنان طاقت فرسا است که وقتی در حین کار ماسک میزنی شمارش معکوس طپش قلب خود را میشنوی! بی آنکه آسمان آبی باشد واز خوشید بر دیدگانت خبری..! گرچه صدا و سیما،هم گرد و غبار و هم گرمای بالای استان خوزستان را در بخشهای خبری خود بیان میکند اما وقتی در یکی از شهرهای استان مثلا آبادان ساکن باشی داستان از قرار دیگر است. استفاده از ماسک در هوای عادی شاید سخت نباشد اما راحت نیستی ولی در گرمای ۵۰ درجه همراه با گرد و خاک شدید هرگز آسان و قابل تحمل نیست.حد اقل حالت خفگی کمترین آن میباشد...! [ جمعه 1387/04/28 ] [ 19:50 ] [ پاکروان ]
[ ]
بیست و چهار چه تب آلود میگذرد بر گذرگاه تاریکی،روشنی.و من زیر باران خورشید در تماشای تو محو میشوم. همچنان دانه های تسبیح،روز را مرور میکنم در شب خاطرات.. میدانم بوسه ای زهر آلود مرا انتظار میکشد! و من به او میخندم.چهل قدم به طرفش رفته ام بی آنکه از او هراسی داشته باشم. من از تلخی و شیرینی روزگار خویش چیز تازه ای میسازم تا شاید بتوانم با آن پنجره ای نو را سوی کوچه های شهر هستی بگشایم.نگاه تشنهء من به زودی مسافر این کوچه ها خواهد شد.. نه به آن دل بسته ام، نه از آن کنده شده ام. اتاق گلی ام را میگویم که از گزند باد و باران فصلی در امان نمانده است.. هر روز با بیست و چهار قدم میزنم گرچه از نفس تب آلودش دلی خوش ندارم. اما دانه های شبنم شقایقها به من لبخند هدیه مدهند، که طلوع خورشیدی در انتظار کویر من سبز خواهد شد و من در نم نم باران روشنایی،اعماق سیاهی شب را خواهم دید... [ جمعه 1387/03/31 ] [ 19:28 ] [ پاکروان ]
[ ]
چقدر به ورزش علاقه دارید؟ آیا هوادار آن هستید یا ورزشکار؟ یا هیچکدام؟ هر کدام باشید مهم نیست زیرا هدف ما از نوشتن این مطلب نه تست است و نه دعوت به یک ترنومنت بلکه نگاهی کوتاه به جایگاه ورزش در بین اقشار مختلف جامعه میباشد که بعضی وقتها حد اقل تب داغ آن در بین هواداران دیده میشود. البته طرفدار ورزش بودن یا ورزش دوست بودن کار بدی نیست اتفاقاْ یک سر گرمی سالم و خوبی هم هست تا جایی که بدور از افراط و تفریط باشد. اگر تعصب و هواداری باعث رنجش خاطر دیگران شود یا امنیت و آرامش یک خانواده یا یک محله یا یک جایی.. را بر هم بزند این کار نه هواداری است و نه ورزش دوستی و یا هر اسمی که به دلخواه شما باشد روی آن بگذارید. گر چه این مسئله در بعد روان شناسی قابل بحث است که در این مقاله نمیگنجد. در جامعه طرفداران رشته های ورزشی کم نیستند اما ورزشکار بسیار اندک است زیرا در این زمینه کار فرهنگی مناسب که دارای جذابیت باشد انجام نشده است اگرهم کاری شده باشد در سطح بسیار پائین بوده است. چرا باید اینطور باشد؟! در حالیکه زندگی ماشینی خود کسالت آور و خسته کننده است و از طرف دیگر خوراکیهای موجود در بازار که اکثراْ همراه با مواد چربی ساز و شیمیائی است که هر کدام به نوبهء خود برای سلامتی ما مضر هستند و متأسفانه هر روز وابستگی ما به این غذاها بیشتر میشود و از طرف دیگر کم تحرکی ما هم بیشتر شده است.اگر چه یک دهم علاقه خود را به ورزش،به ورزش کردن اختصاص دهیم بی شک درصد بالایی به سلامتی جسمی و روحی خود کمک کرده ایم.و از این افسردگی که سایه اش بر هر شهر و روستا و خانه گسترده است نجات پیدا کرده ایم...وقتی در خیابان راه میروی چشمت به چه قیافه هایی می افتد؟ پنجاه درصد شکم بد ریختشان کرده،چهل درصد بد راه میروند،پنجاه درصد لباسی که پوشیده اند به قیافه شان نمی آید،بیست درصد لباس و نظافت هیچ اهمیتی براشان ندارد،شصت درصد کم حوصله هستند...و دیگر موارد را خودتان حدس بزنید..! اینها گوشه ای از بی تحرکی و بی توجهی به ورزش کردن است. ما اگر بخواهیم از این افسردگیها و قیافه های زوار در رفته و بادکنکی و...نجات پیدا کنیم: باید ورزش را فرشته نجات سلامتی خود بدانیم و آن را بدور از هر گونه خجالت و شرم و کم رویی وارد زندگی خود کنیم..به امید روزی که ورزش جزء کارهای ضروری زندگی ما قرار گیرد و همه افراد جامعه را شاداب و با نشات و قبراق و سر حال و خوش تیپ ببینیم.اگر بخواهی این کار شدنی است زیرا هیچ هزینه ای نمیخواهد فقط کافی است که من و تو در یک کلام همه اراده کنیم که میخواهیم هر روز ۱۰ده دقیقه فقط ۱۰دقیقه ورزش کنیم. [ جمعه 1387/03/17 ] [ 20:33 ] [ پاکروان ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |