|
بهار گل سنگ BAHARE GULE SANG
|
||
|
وبلاگ بهار گل سنگ با مطالب گوناگون میزبان شما است |
درود- به خاطر مشغله کاری و دیگر مشکلات پیدا و پنهان، و هزار و یک نقطه. و نقطه چین...، علامت سوال؟ وتعجب! و غیره....! تازه یادم می آید که دو هفته پیش حمام رفتم. حالا لباس های چرک و چروکیده و سر و ریش ژولیده و بوی تند عرق و هزار داستان ناگفتهء دیگر بماند....! و بعد یادم می آید که آی! بابا- ما هم نا سلامتی موجودی هستیم به نام آدم. آری آدم! حالا می روم جلو آئینه تا شکل و شمایل خودم را ورانداز کنم آره، خودمم. حالا چشم های گود رفته و گونه های برشته و چروکیده، لب های زمخت و پیشانی که مثل کویر آه می کشد و فریاد. هر چه نگاهم عمیق تر می شود وحشتم بیشتر می شود. حالا به خودم و آن آدم شکموی بی شعور که با آن خطا من و به این روز سیاه نشاند لعنت می فرستم. بعد از سال های سال که بردهء دانیاسورها بودم و یک سنگ آسمانی یا شاید چیز دیگری نسل آنها را از میان برداشت حالا من شدم جانشین آنها! برتر از گاو و گوساله و شتر و شترمرغ و غیره.... شاید هم نقشه سرنوشت من از روز یا شب ازل کشیده شده بود. اینجا بیابانی است بین کوه و دریا که اختر خوانندش. خاکش را شخم زده اند تا آهن آلات بکارند اکنون فصل کاشت شروع شده است و برداشت نامعلوم اگر محصول آفت زده نشود. بعضی جاها مثل قبرستان است. یادم می آید زمانی که روی کره زمین کسی می مرد گودی می زدند و آن جسد را در آن دفن می کردند. البته من نه از سر زمین اختر بی اختر دل خوشی دارم و نه از آن کره خاکی. حالا می خواهم به آن سرزمین ذاتی خودم برگردم اما می گویند باید تنبیع و جریمه شوی! می خواهم بدانم چرا به درد سر بزرگ تری افتادم؟ ظاهراَ خونه من توی نقشه طرح بازگشایی خیابان افتاده است. شهردار آنجا خیلی آدم جدی و سخت گیری است. ببینم می تونم کسی و پیدا کنم که مسئله را فیصله بدهم؟ چند روزی است که کره زمین آن رنگ آبی را ندارد و رنگش نارنجی متمایل به قرمز شده است. امروز چند بار تلاش کردم که با زمین تماس بگیرم اما تلفن هایشان بوق اجغ واجغ می زد، چند بار هم صدای گاو از پشت خط می آمد از صدایش چنین پیدا بود که چند روزی آب و علوفه بهش نداده اند. شاید هم من تلفن هند گرفته باشم چون آنجا برای گاو ارزش و اعتبار ویژه ای قائل اند.
یک روز تعطیل با دوستان رفتیم بیرون توی طبیعت احساس شاعریمان گل کرد و....
نم نم باران-
زیر چتر نخل، کنار جنگل
بوی برگ، بوی خزه
جمع دوستان، گاهی خنده گاهی پچ پچ
چه صفای دارد جمع ما
پیچیده در فضا بوی کباب
چه امیدی، چه بزاقی
چه برشته کنجه ای
چه آماده باش، معده شیپوری
چشم هایی زل زده
آمیخته با وامانده بزاقی
بوی نعناع بوی پونه
بوی نان و بوی گرجه
باز هم بوی کباب
بوی جوجه!
که بزاقت را کرده افسون
نم نم باران چه غریبی تو
در این وادی مستان
که هرکه به به طریقی
طلسم بوی کباب است
و تو غریبی باران
تو ناخونده مهمانی در این جمع
در این روز
تو سپیدی، بی وزن- بی وزن
بگذار کنجه ها بر وزن آتش
مفاعلان فاعلاتن....
رنگ ببازند ز خامی
همه در انتظارند، در انتظار- در انتظار...!
سبوي تهي
سبوي كه مي نوشيدم در آن مي / تهي گشته ز هر عنصر در پي
بگشتم من به دنبال لعل دوغي / نيافتم آن در اين ديار روشن پي
نخورده مي همه مست اند وقاتي / گهي شوريده حال گه غوغاي ماتي
همه گويند خوش باش جهان اينست / بخور جامي دوغ در اين پارتي
--------------------------------
ياد ايام
يادش بخير چه بوي داشت / وقتي در هوا پراكنده ميشد / آشنا بود بويش / بنزين قديم را مي گويم / به ياد آور / آري! خودش نيست / اما خاطراتش مانده در ياد / نوع داخل را نه / به خاطر نسپار / كه دارد سرطان و هزار درد! / گاز ماشينم را ندادي پاسخ / در اين گرما و پيچ / زمستان است و برف اسيد سولفور مي بارد / نالد ماشين زدرد استخوان / ويران اعصاب راننده / در اين ديار شرم / كه پيرهن مردگانش نمي سوزانند / همچو بنزيني كه هست از صد مواد / ناله هايت را شنيدم آي فيلتر هوا / كه چگونه ميمكي آلودگي را / كه من هم از آن بيزار و خسته و بيمارم! / صدايي مي آيد / صدا آشنا است / فرياد كاربرات است / آنچه نمي سوزد موادي نا آشنا است / شايد هم سرطان است! سرطان!!!!....
بخوانید، بخندید و لذت ببرید... نظر یادتون.........
ديشب بيش از اندازه/ بيش از ظرفيت/ بيش از توان/ بيش از انتظار شلغم خوردم/ آري شلغم تمام وجودم را فرا گرفته بود/ نفسم شلغم بود/ چشمم شلغم مي ديد/ گوشم شلغم مي شنيد/آري ديدم/ با دو چشم تيز پرواز خود/ كه چگونه دود بي مروت شلغم/ به سوي معشوقم مي پيچيد/ و من شب را به پوچي دود/ صبح كردم/ و او هر گز نيامد.....
دلم پر است از دست زمونه زدست كي بنالم بي بهونه
گپم گويم در اين كوران خرابات كه هاي با شمايوم اي عاقل و ديونه
*********
صدايم را تو بشنو اي كر و كور گرفتي سخت آفت نه با زور
اگر زورم بپرسي مرده زادم زرم خواهي بداني در پي سور
**********
صدايت را شنيدم كله پوكي چه با تيپي تو بي مر قيافه جوكي
تو اي زيبا روي دخترك مل كه لاف مدركت كشت يل كوكي
@@@@@@
...تا درودي ديگر بدرود....بخنديد و نظر يادتون نننننننرررررههههه
|
|