بهار گل سنگ BAHARE GULE SANG



![]() |
|
|
سفر وقتی خورشید بر قلهء کوهها غروب میکند و کوه در رنگ سرخ و کبود میمیرد،شب یکنواختی رنگش را به رخ میکشد.شروع یک سفر برای فریادی از بودن مهیاء میشود. جستجویی به اعماق ریشه ها،از رویش تا برگهای فصل تاریخ،در تولد روزها، ماهها و رنگهای ناسازگار حوادث،با خوی موجودی شگفت انگیز، و لبخندهایی که بر باطلاق تلخ میرویند تا لحظه های زیبایی را در ساحل دریای مواج خلق کنند.چه مستانی! که جام های سر کشیدهء خود را نیز از یاد برده اند،چگونه توانند در این سفر قدمی بردارند؟!.. شاید آن شب فرا نرسیده باشد،یا که روزها در تراکم شلوغی چهار راه ها مرده ا ند!...
نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت | پوشش رنگ نمیدانم چرا از این همه حرفهای قلمبه سلمبه و کاغذ بازیهای رنگی و سیاه و سفید چرا اینهمه متنفر شده ام! این روزها معمولا نون کسی تو روغن است که تبحر خاصی در بازی با رنگها داشته باشد.شاید بعضی جاها هم آمیخته ای از کلمات و رنگ در ساخت یک نردبان کارساز و کارآمدتر باشد.اما حقیقت همیشه روشن و ماندگار است و این ابرها در برابر نسیم هم تاب و توانی ندارند چه رسد به خورشید تابناک حقیقت که هیچ چیزی از نور آن گریزی نیست...
نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت | طلسم پرواز سلام دوستان-ببخشید که به موقع وبلاگ آپدیت نمیشود.باور کنید که برای همین مطالب کوتاه هم وقت چندانی ندارم،آخه روزی ۱۲ساعت کار مداوم در محیط شلوغ صنعتی دیگه چیزی نمیماند که بشود از آن پنجره ای گشود و نگاهی انداخت،چیزی دید و نوشت.شاید اسم بندر شاهپور برای قدیمیها و بندر امام برای امروزی ها نامی غریب و ناآشنا نیست و منطقهء ویژهء صنعتی پتروشیمی آن غولی است که در آسیا در حال سر و گردن کشیدن و جویای نام و حریف است..صدای بوق قطارهای باربری و ترافیک تریلرها در جاده ها و آمد و شد کشتیهای غول پیکر در بندر حکایتی است که باید آن را از نزدیک دید.بعضی وقتها هم صدای گوش خراش فلرها و بوی بد مواد شیمیایی آنچنان مشام و گوش انسان را می آزارد که گوئی خود قطعه ای از هزاران قطعهء این صنعت شده است..آنچه برایم عجیبتر است! زندگی پرندگانی است که گوئی طلسم انبوه تارهای درهم تنیدهء آهنین شده اند انگار سر چشمهء روح و عشقشان در آن گره خورده است.کبوترها که گاهی تعدادشان از ۲۰۰هم میگذرد بر روی میله های محافظ سیلوها نشسته اند و بوی مواد شیمیائی در هوا پیچیده است و شعله آتش فلر به ارتفاع ۲۰ متر و صدای گوشخراش آن لرزه بر زمین انداخته است کبوتران با آرامش غیر قابل تصور با پروازی کوتاه دو باره به جای اول بر میگردند و به خوندن و جفتگیری مشغولند.گنجشکها به جای زندگی گروهی به زنگی فردی روی آورده اند.و من هر گز ندیدم آوازی بخوانند شاید هم آواز را فراموش کرده اند..اینجا آسمان هم رنگ آبی خود را باخته است.بجز بعد از بارندگی آن را آبی خواهی دید.چرخ صنعت در حرکت است و آدم ها..........
نوشته شده توسط پاکروان | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|